کیلومترها راه برای طی کردن… یا تسلیم شدن
بیایید یک مثال ساده بزنیم: یک نوجوان پریشان در یک روستای کوچک در کانتال یا اوت-آلپ. یک ناراحتی عمیق، افکار تاریک که او را فرا گرفته اند. کجا برود؟ با چه کسی صحبت کند؟ اغلب، اولین غریزه برای یافتن مراقبت روان در مناطق دورافتاده تماس با یک مرکز پزشکی-روان شناسی (CMP) است. آندرئا فرناندز، روانشناس بالینی در پاریس، می گوید: «اما باید یکی وجود داشته باشد… و مهم تر از همه، هنوز هم باز باشد.»
در برخی از شهرستان ها، دسترسی به مراقبت روان در مناطق دورافتاده دشوار است؛ باید بیش از 50 کیلومتر را طی کرد تا شاید به یک روانپزشک برخورد. و این بدون تضمین یک نوبت سریع است. این دیگر فقط یک مسئله راحتی نیست، بلکه یک چالش واقعی سلامت عمومی است. زیرا در همین حین، اختلالات جا می افتند، بدتر می شوند. و در بدترین حالت، به غیرقابل جبران می انجامند.
کمبودی که ادامه دارد و بدتر می شود
کاهش پزشکان در مناطق، مسئله ای آشناست. اما در روان پزشکی، ابعاد نگران کننده ای به خود می گیرد. در مناطق روستایی، پزشکان کمیاب می شوند و فارغ التحصیلان جدید نیز در شهرهای بزرگ، جایی که بیمارستان های دانشگاهی، فرصت ها و شبکه ها وجود دارند، مستقر می شوند. اورلی لاسر، روانشناس در اورلئان، می گوید: «نمی توانیم آن ها را سرزنش کنیم: شرایط کاری مساعدتر است، انزوا کمتر است و دسترسی به آموزش مداوم ساده تر.» در نتیجه، کفه ترازو به وضوح به سمت مناطق شهری سنگینی می کند.
یک آمار برای خلاصه کردن این بن بست کافی است: در Lot-et-Garonne، هیچ روانپزشک کودک از 15 سال پیش از بوردو به آنجا نقل مکان نکرده است. این در حالی است که تقاضا برای مراقبت روان در مناطق دورافتاده تنها افزایش یافته است. دلیل آن؟ تمرکز فزاینده تر مطالعات و یک سیستم بیمارستانی که به سختی می تواند پزشکان جوان را به «رفتن به مناطق دورافتاده» ترغیب کند.
بسته شدن های سریالی و بیماران بدون راه حل
نشانه نگران کننده دیگر: تعطیلی مراکز. این مراکز پزشکی-روان شناسی (CMP) که مدت ها نقش رابط های اساسی در مراقبت روان در مناطق دورافتاده ایفا می کردند، یکی پس از دیگری بسته می شوند. در منطقه وُژ، مرکز برویر در سال 1397 تعطیل شد. دلیل؟ رفتن روانپزشک… بدون جایگزینی. بیماران، همانطور که می گویند، به مراکز دیگری که از قبل اشباع شده بودند، «تغییر مسیر داده شدند»، با لیست های انتظار 130 تا 150 نفره. به عبارتی: انتظاری بی پایان برای افرادی که اغلب در تنگنا هستند.
اورلی لاسر هشدار می دهد: «وقتی یک CMP تعطیل می شود، تنها یک مرکز نیست که ناپدید می شود، بلکه کل یک شبکه محلی از بین می رود و همراه با آن امکان پیگیری منظم و زودهنگام نیز از دست می رود.»
و این یک مورد منحصر به فرد نیست. این پدیده در Allier، در Gard و در بسیاری از شهرستان های روستایی دیگر تکرار می شود، جایی که تعطیلی یک CMP برای کودکان و نوجوانان (CMPEA) صدها جوان را بدون راه حل رها می کند.
زمانی که مسیر دسترسی به مراقبت روان در مناطق دورافتاده به مانعی غیرقابل عبور تبدیل می شود
حتی زمانی که خدمات درمانی وجود دارد، باید بتوان به آن دسترسی پیدا کرد. در مناطق روستایی، غیرمعمول نیست که برای مراجعه به روانپزشک باید بیش از 45 دقیقه رانندگی کرد. اما باید ماشین داشت. حمل و نقل عمومی؟ گاهی اوقات وجود ندارد. تاکسی های قراردادی؟ همیشه در دسترس نیستند. علاوه بر این موانع فیزیکی، هزینه های درمان نیز می تواند چالش برانگیز باشد، که اهمیت انتخاب بیمه درمانی کم هزینه با پوشش مطلوب را دوچندان می کند. این واقعیتی است که برخی افراد را وادار می کند تا به سادگی از درمان خود دست بکشند.
و ویزیت های خانگی؟ بله، وجود داشتند. اما به دلیل کمبود نیروی انسانی و امکانات لجستیکی، هر روز کمیاب تر می شوند. با این حال، برای بسیاری از بیماران منزوی، این گاهی اوقات تنها ارتباط مستقیم با یک درمانگر بود.
پاسخ های نوآورانه برای مراقبت روان در مناطق دورافتاده… اما بسیار نابرابر
در مواجهه با این بن بست، چند ابتکار از اینجا و آنجا سر بر می آورند. باید با تکه های طناب هم که شده، حفره های شبکه را پر کرد.
تله پزشکی روانپزشکی؛ وعده ای نیم رنگ
زیاد در مورد مشاوره های از راه دور صحبت می شود، به ویژه از طریق پلتفرم هایی مانند مطالعه مقالات، که در تئوری به بیماران امکان می دهد از طریق کامپیوتر شخصی خود به پزشکان دور از دسترس متصل شوند. و روی کاغذ، این ایده کاملاً منطقی به نظر می رسد: یک صفحه نمایش، یک اتصال، و بلافاصله، ارتباط با یک متخصص. اما واقعیت کمتر روان است. جمعیت های مورد نظر – اغلب سالمندان، افراد آسیب پذیر یا کسانی که از رنج روحی شدید برخوردارند – دقیقاً همان هایی هستند که بیشترین مشکل را در استفاده از این ابزارها دارند.
آزمایشی در منطقه کامبرایل، بین یک CMP محلی و روانپزشکان مرکز بیمارستانی سنت ماری کلرمون فران انجام شده بود. نتیجه: 80 مشاوره از راه دور در یک سال. مسلماً جالب است، اما هنوز هم بسیار حاشیه ای.
تیم های سیار… اگر وجود داشته باشند
شاید امیدبخش تر: تیم های سیار مراقبت های ویژه برای بهبود مراقبت روان در مناطق دورافتاده. متخصصان بهداشتی که مستقیماً به منزل بیماران می روند، به ویژه در موارد بحران. در اینجا به «GEM ma Campagne» فکر می کنیم، ابتکاری از GEM Cèzâme در منطقه Gard. حدود سی نفر تحت نظر، یک مینی بوس برای حمل و نقل آنها… یک نفس تازه در یک منطقه محصور.
اما این سیستم ها شکننده، محلی، وابسته به یارانه ها و اراده های فردی باقی می مانند. اینها برای رفع یک نیاز گسترده کافی نیستند.
عواقب سنگین، برای همه
این کمبود دسترسی به مراقبت روان در مناطق دورافتاده بی تأثیر نمی ماند. برعکس. اولاً، اختلالات به موقع درمان نمی شوند. آنچه می توانست یک اپیزود موقت باشد، مزمن می شود. تشخیص به تأخیر می افتد، و وقتی هم می رسد، گاهی اوقات در شرایط اضطراری و در اورژانس روانپزشکی است. یک انحراف قابل اجتناب… اگر حمایت قبلی وجود داشت.
سپس، نرخ خودکشی در مناطق روستایی بالاتر می ماند. این تصادفی نیست. انزوا، عدم حمایت، کمبود دسترسی به مراقبت ها: این ترکیب انفجاری است.
و سپس این انتخاب بی رحمانه وجود دارد که CMP های فعال باید انجام دهند: اولویت بندی موارد اورژانسی، به تعویق انداختن بقیه. در Pays de la Loire، از تأخیر 4 تا 6 ماهه برای یک نوبت صحبت می شود. برای پیگیری روانپزشکی، این به معنای آن است که: تا آن زمان فرد باید با رویکردهای طبیعی برای کاهش استرس به تنهایی کنار بیاید.
یک فوریت که نیازمند پاسخ قوی سیاسی است
واقعاً زمان آن رسیده که دسترسی به مراقبت روان در مناطق دورافتاده را به عنوان یک حق اساسی در نظر بگیریم، بدون توجه به کد پستی. این مستلزم سرمایه گذاری است، بله، اما مهم تر از همه بازنگری در سازماندهی است: تشویق استقرار پزشکان، آموزش محلی، تمرکززدایی منابع، حمایت از ساختارهای سیار، و مهم تر از همه… گوش دادن به مناطق.
آندرئا فرناندز تأکید می کند: «سلامت روان نباید یک بخت آزمایی منطقه ای باشد. دیگر نمی توانیم بپذیریم که محل سکونت سرعت و کیفیت درمان را تعیین کند.»
زیرا در اصل، آنچه این مناطق روستایی و کوهستانی تجربه می کنند، یک مجازات مضاعف است: ابتدا جغرافیایی، اما همچنین نمادین. این مجازات مربوط به عدم اولویت بندی، مجبور به انتظار کشیدن، و مجبور به اداره کردن خودشان به تنهایی، حتی در آسیب پذیرترین لحظات است.
و این دیگر قابل قبول نیست.
در نهایت، فاصله جغرافیایی نباید به معنای فاصله گذاری در دسترسی به خدمات حیاتی سلامت روان باشد. چالش های موجود در مناطق روستایی، از کمبود پزشک گرفته تا مشکلات حمل و نقل، نشان دهنده یک نابرابری سیستمی است که نیازمند توجه فوری و راه حل های پایدار برای تضمین سلامت همه شهروندان است.
Santé mentale en zones rurales et montagneuses : quand l’isolement devient aussi médical




